تبليغاتX
پرواز با یاد و نام خدا

"من کی ام؟"یک پرسش تکراری است

کز ازل چون سیل در من جاری است

باز پتک آهنین "من کی ام؟"

ضربه زن شد با طنین "من کی ام؟"

باز مامور سوالی بی جواب

آمده از راه با حکم عذاب

باز بر در ضربت انگشت اوست

حکم جلب روح من در مشت اوست

باز در من "من کی ام؟"رخ می دهد

ناشناسی گنگ پاسخ می دهد :

من تماما روح یا تن نیستم

من کسی غیر از خود من نیستم

قطره ای کوچک ز نیل نیستی

هستم اما از قبیل نیستی

حلقه ای چرخان به انگشت عدم

از تبار هیچ از پشت عدم

روی این دریا حبابی ساده ام

خالی از خود اتفاق افتاده ام

چرخش وارونه ی زایند گی

باز می گرد مرا از زندگی

مثل طوماری که بازش کرده اند

باز با انگشت رازش کرده اند

نا گه از یک سو رهایم می کنند

رهسپار ابتدایم می کنند

در مسیر تو به توی نیستی

تند می غلتم به سوی نیستی

روی دست موج چون خس می روم

واژگون می غلتم و پس می روم

می خورد شلاق گردابم به تن

میدرد بر قامت من پیرهن

از هوای وهم خالی می شوم

موج دریای خیالی می شوم

نیتسی راه نفس می گیردم

از خودم بی وقفه پس می گیردم

مست توفان,چرخ چرخان پیچ پیچ

میروم تا ساحلی از جنس هیچ

می خلد خار عدم در تاولم

باز می گردد به جای اولم

سروده:سید حسن حسینی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:37  توسط پرنده  |