روی این زمین داغ
داره بارون می باره یواش یواش
زمینو تر کرده این بارون ناز
خدای ما خوب می دانست
که سبزی و گل و گیاه از آبای اون می خورن
خوب می دونست که مردمش
آبی واسه خوردنشون نمونده بود
خوب می دونست که دیگه
پرنده ها براشون آب و دونی نمونده بود
واسه ی همین
, بارون محبتش رو داد زمینکه همه با هم و یک صدا بگن
شکرت خدای مهربون
اینو زمانی که توی گرما یهو بارون بارید گفتم...![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:34  توسط پرنده






