تبليغاتX
پرواز با یاد و نام خدا

خدایا چرا منو از مرداب نمیکشی بیرون؟؟؟؟

آخه مگه خودت راهش رو جلوم نداشتی که تمومش کنم.پس چرااین بار نه تنها من بلکه عزیزترین من رو هم وارد ماجرا کردی؟؟؟؟/

مگه تو نگفتی که این مرداب عمیق و کثیف بیا بیرون؟؟؟

نمیدونم بعضی وقتا به این که تو واقعا راضی بودی یا نه شک می کنم....!!!

خدایا عزیز من , من اون حسی رو که باعث میشد تا از درون عذاب بکشم رو نمی خواستم....

من اون حسی رو که باعث می شد مادرم و پدرم از دستم همیشه دلخور باشن رو نمی خواستم....

من این حس حالا رو دوست دارم البته اگه کسی مزاحم
آرامش من و اون عزیزم نشه.....

این عزیز همسر یا یک boy نیست.

یه مهربونه.یه یار و دوست که ..........

خدا خوب میدونه که کیو میگم.....!!!!

خدایا نذار آرامش روحی من و این دوست و یار بهم بریزه......

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:31  توسط پرنده  |